خرید بک لینک

خلاصه مقاله

عنوان مقاله
بازخوانی آیین «هَیاری» در فرهنگ بختیاری،ریشه‌شناسی پیشااسلامی و کارکرد زیست‌محور آن

نویسنده : رامین یوسفی

[email protected]

چکیده
آیین‌های همیاری در جوامع عشایری و روستایی ایران، بازمانده‌ی ساختارهای کهن اجتماعی‌اند که در بستر تاریخ، دچاردگرگونی‌های معنایی و کارکردی شده‌اند.در این مقاله،آیین «هَیاریHayārī» در میان ایل بختیاری به مثابه‌ی یکی از کهن‌ترین مصادیق«همیاری» ایرانی واکاوی می‌شود.نگارنده با اتکا بر روش ریشه‌شناسی تاریخی (etymology) و رویکرد مردم‌شناسی فرهنگی، این فرضیه را به آزمون می‌گذارد که «هَیاری» نه پدیده‌ای متأخر و صرفاً عشایری،که گونه‌ای بومی‌شده و«زیست‌محور» (زیست‌بوم‌مدار) از کهن‌آیین «عیاری» در ایران پیشااسلامی است.یافته‌ها بیانگر است که این آیین، با حذف مؤلفه‌های مبارزاتی و تعرضیِ عیاریِ متأخر، بر کارکرد معیشتی و بازتولید سرمایه‌ی اجتماعی در دل طبیعت سخت‌کوه بختیاری متمرکز شده است.

کلیدواژگان

هَیاری، عیاری،همیاری،بختیاری،زیستبوم

مقدمه
در گستره‌ی فرهنگ ایرانی،واژگان و آیین‌هایی وجود دارند که علی‌رغم دگرگونی‌های گفتمانی در دوران اسلامی، هسته‌ی معنایی خود را از بن‌مایه‌های اساطیری و پهلوانی ایرانشهری وام گرفته‌اند. یکی از این آیین‌ها، سنت دیرینه‌ی همیاری در کارهای جمعی چون درو، بافندگی و کوچ‌روی است. در منطقه‌ی زاگرس میانی و به ویژه در زبان و فرهنگ بختیاری، این آیین با نام «هَیاری» شهرت دارد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که آیا این «هَیاری» صورتی دیگر از همان «عیاری» کهن است، یا پدیده‌ای ست مستقل؟ فرضیه بر آن است که «هَیاری» کهن‌تر از شکل شهری و مبارزاتی «عیاری» در سده‌های نخستین هجری است و کارکردی بوم‌شناختی (زیست‌محور) دارد.

متن

"واژه عیار با وجودآنکه (ع) عربی دارد مگر عربی نبوده، گمان می‌رود اصل ان از لغت "ایار" پهلوی آمده باشد که این کلمه را در بعضی کتاب هابه شكل "اذيوار" و "آبیار" به تشدید نیز نوشته اند که بعدها به "ایار"
تبدیل گردیده و در زبان دری "یار" به حذف الف گفته اند"( یقین،۱۳۶۵).(۱)عیار در لغت عربی ریشه و اصلی به معنای خود نداشته و درفرهنگ های عربی نیز معنای درستی به آن داده نشده است.از نبودن این معانی و اصل ریشه حقیقی این لغت در زبان عربی به نظر می رسد که این واژه اصلا از فارسی ماخوذ شده باشد که اصل آن همان کلمه پهلوی است. بنابه روایت دکتر معین درجلدچهارم برهان قاطع، کلمه عيار معرب مصنوعی "ایاری" است که معنی جوانمردان را می دهد و تازی ها جوانمردی را فتوت وجوانمرد را "فتی" می گویند. (۲)

---------------------------------------------
(1) مجله سخن ، شماره سوم ، (١٣٤٦) ، ص ٢٧٤.
(۲) برهان قاطع ، جلد چهارم ، ص ٢٤١٣.

ریشه‌شناسی واژه (Etymology) و بازگشت به دوران پیشااسلام،برای درک پیوند این دو واژه، ناگزیر از گذر از لایه‌های زبانی هستیم:در زبان اوستایی و پهلوی ساسانی: ریشه‌ی واژه «یار» به معنای «یاور ،مددکار» به گونه ی "ayarī" یا"ayār" در متون پهلوی ثبت شده است. در متون ایران میانه، واژه‌ی «ayārih» به معنای یاری‌گری و کمک‌رسانی کاربرد فراوانی داشته است.دگرگونی آوایی به «هَیاری»:در گویش‌های جنوب‌غربی ایران،و گویش های طبقه بندی شده ی نوین،از جمله لری و بختیاری که وابسته به شاخه‌ی زبان‌های ایرانی نوین هستند، همزه‌ی آغازین (ء) در بسیاری از واژگان به «هـ» بدل می‌شود یا برعکس، «هـ» در ابتدای کلمات به همزه گرایش می‌یابد. با این حساب، «آیاری» (Ayārī) در گذر زمان به «هیاری» (Hayārī) تبدیل شده است. این مشخص می‌کند که ریشه‌ی آوایی آن به دوران پیش از حمله‌ی اعراب و ورود الفبای عربی شده ایرانی به ساختار زبانی فارسی میانه بازمی‌گردد.نسبت با«عیاری»:واژه‌ی «عیار» در عربی جعلی (دخیل) نیست. ملک‌الشعرای بهار و مجتبی مینوی بر این باورند که «عیار» معرّب «ایار» (به معنای مددکار) است. بدین ترتیب، هر سه واژه‌ی «ایاری» (فارسی میانه)، «عیاری» (عربی‌شده) و «هیاری» (بختیاری) از یک درخت زبانی کهن رسته‌اند. مثال: اَرب در کتیبه ها هخامنشی و کتاب اردشیر پاپکان که بعدها و در دوره های اسلامی به "عرب" تغییر یافته است.

واکاوی تمایز کارکردی نشان می دهد «عیاری» مبارزاتی زیست‌محور بوده،اگرچه هر دو واژه به یک ریشه بازمی‌گردند، اما در بستر تاریخ، کارکردهای متفاوتی یافته‌اند.

عیاریِ تاریخی (مبارزه‌خواه و طغیان‌گر)و پیشینه آن اگرچه به دوران باستان باز می گردد،اما«عیاران» در قرون سوم و چهارم هجری،عمدتاً در شهرها و حاشیه‌ی حکومت‌ها ظهور کردند. آنان علاوه بر یاری مظلوم، به مصادره‌ی اموال اغنیا، شبیخون به کاروان‌ها و مقابله با حاکمان فاسد می‌پرداختند.به تعبیر «تاریخ سیستان»، عیاران عصای دست ستمدیدگان اما پاشنه‌ی آشیل نظم اجتماعیِ مستقر بودند.هَیاریِ بختیاری معیشتی و درون‌گروهی بود.در مقابل، «هَیاری» هیچ رویکرد تعرضی یا تخریبی ندارد. این آیین دقیقاً درون‌گروهی و مبتنی بر همیاریِ متقابل (Reciprocal Altruism) برای بقای اقتصادی است. مصداق بارز آن «دروِ هَیاری» است: فصل برداشت گندم و جو، کار گروهی و سختی طاقت‌فرساست؛ بدین ترتیب که مردان یک تیره یا تافه (طایفه)، نخست به کمک کلِ «مالک الف» ( دَویت) می‌شتابند تا محصول او را یکسره درو کنند، و سپس همه به نوبت و با همان نیرو، به مزرعه‌ی «مالک ب»(کا شُرگه) می‌روند. چنین سازوکاری، بازمانده‌ی نظام اشتراکیِ کشاورزیِ ایران باستان است که در کتیبه‌ها و آیین‌های زرتشتی نیز بر «همکاری» و «هم‌دادی» (اَمداد به داد یکدیگر رسیدن)تأکید بسیار شده است.زیست‌محوری(Ecological Function)؛ کارکرد هماهنگ با طبیعت
دلیل ماندگاری «هَیاری» در بختیاری، انطباق جامع آن با زیست‌بوم (Ecosystem) خاص زاگرس است.مدیریت زمان: در مناطق سردسیر، پنجره‌ی زمانی برداشت بسیار کوتاه است. «هَیاری» با تجمیع نیروی کار، فرصت برداشت با سرعت‌تر را فراهم می‌کند و از بروز سرمازدگی یا ریزش دانه جلوگیری می‌نماید.مدیریت منابع انسانی: برخلاف نظام‌های سرمایه‌داری مدرن که کارگر مزدبگیر اجیر می‌شود، در «هَیاری» نیروی کار مجانی است و تنها با پذیراییِ یک وعده غذا (که اغلب «آش هَیاری»یا کواو عیاری نام دارد) و تداوم چرخه‌ی کمک‌های آینده، جبران می‌شود.هویت‌بخشی جمعی: این آیین، مرزهای فامیلی را سخت‌تر می‌کند و روحیه‌ی ایثارِ قبیله‌ای را تقویت می‌نماید، بی‌آنکه نیازی به ساختارهای نظامی یا حکومتی داشته باشد.اگرچه حکومت های مرکزی با آموزه های کمونیستی و نظام سرمایه داری و تلفیق آن در نظامیگری و بتوارگی ایدئولوژی ها،کشاورز و تولیدگران را وابسته به مرکز و دستوراتی که مرکز از حکومت های بالا دستی می گیرند،هم تولید هم روحیه همیاری و همکاری را تعمد نشانه گرفته اند.

برآیند‌گیری
تحلیل ریشه‌شناختی و کارکردیِ آیین «هَیاری» در فرهنگ بختیاری، حاکی از آن است که این سنت، نه پدیده‌ای نوظهور که وارثِ بی‌واسطه‌ی فرهنگ «همیاری» در ایران پیشااسلامی است. در حالی که «عیاری» در دوران اسلامی، ماهیتی چریکی، شهری و گاه آشوبگرانه به خود گرفت، «هَیاری» به واسطه‌ی انزوای جغرافیایی و زیست‌بوم خاص ایل بختیاری، همان کارکرد ابتداییِ «یاریِ متقابلِ معیشتی» را حفظ کرد. بنابراین، می‌توان «هَیاری» را ادیشن‌ی مسالمت‌آمیز، محافظه‌کار و زیست‌محور همان آیین کهنِ «اَیاری» دانست که تا به در زمان حاضر به مثابه‌ی یک سرمایه‌ی اجتماعیِ پایدار در ساختار فرهنگی بختیاری تداوم یافته است.

منابع

.احمد،شه وری،۱۳۹۶،عصر عیاران،تهران،شه وری

.بازورث،کلیفورد ادموند،۱۳۸۸، تاریخ سیستان( از آمدن تازیان تا برآمدن دولت صفاریان)، حسن انوشه، چاپ سوم، تهران، موسسه امیرکبیر

.دلدار بناب،میرحسین،۱۳۸۴،عیاران در تاریخ ایران،تبریز،انتشارات احرار

.کاظمینی،کاظم،۱۳۴۹،عیاران،تهران،چاپ میهن

.گرجی،منصوره،۱۳۹۶،دیار عیاران: جلوه‌های فرهنگ عامه در داستان سمک عیار،تهران،انتشارات سوره مهر

.مسعودی،علی،۱۳۹۰،مروج الذهب و معادن الجواهر،جلد یکم،ابوالقاسم پاینده،چاپ نهم،تهران،شرکت انتشارات علمی و فرهنگی

.یقین،غلام حیدر،۱۳۶۵،عیاران و کاکه های خراسان زمین درگستره تاریخ،کابل،مولف

سُمکSomak درست است نه سَمک: در گویش های زاگرس میانی،خاصه بختیاری،نوزاد دست و پا ظریف و چالاک را سُمک نام می نهادند،استعاره از بز کوهی و بز که دانای صخره ها ‌و سختی ها بود.

ر.ی

مرداد ۱۴۰۵صمصامی

برچسب: نویسنده: باربد حکیمی تاريخ: جمعه 6 شهريور 1405 ساعت: 5:10

صفحه بندی