●روانشناختیِ جنبش میتراییک ایران تقدیم می کندعنوان مقاله روانشناسی زرد مشاوره و شبکه های مجازینویسنده : رامین یوسفی
[email protected]بیست و چهارمین کنفرانس بین المللی روانشناسی ،ورشو،لهستان،تیرماه ۱۴۰۴چکیدهظهور فرهنگ دیجیتال ، گونه ای بهروز از روشنفکران عمومی یا پرسه زنان دانش را به وجود آورده است؛ افرادی که با تلفیقیسطحی از ادبیات ، فلسفه و روان شناسی زرد تا سایر علوم به ارائه تحلیل ها و راهنمایی های غیر حرفه ای و سطحی و بیاساس در مورد تمامی عرصه های زندگی به اظهار نظر می پردازند. ائتل
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
هفت لنگ و چهارلنگ بختیاری: نظریه ی جدید رامین یوسفی
گزارشی از مهمترین نکات مربوط به «هفت لنگ و چهارلنگ بختیاری: نظریه ی جدید رامین یوسفی».
نظریه ی بختیاری نام مردی بود که دو زن داشت ،از یکی چهار فرزند و از دیگری هفت فرزند داشت .چهارفرزندی ها را می گویند چهارلنگ و هفت فرزندی ها می شوند هفت لَنگ؛بنابراین در نظام مالیاتی براساس "پای مادیان"....این یک روایت محلی و بی اساس بوده که بر اثر تکرار نزد عوام جا افتاد و فاقد اعتبار تاریخی می باشد.اَرنگ واژه ای اوستایی ست به معنای چمنزار و مراتع پراز آبرود
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
در دوره ای به لحاظ شرایط اجتماعی دسترسی به جنس زن و دختر دشوار بود ،شاعری چون عراقی می سرود :همه شب نهادم سر چو سگان بر آستانت/ که رقیب در نیاید به بهانه گدایی[جدایی]...شاعر و روای در وفا داری و پاییدن کوی معشوق ،چون سگی آن حوالی را می پایید، یعنی معشوق در مرتبتی بالا و خدایگونه داشت!اما در دوره ی معاصر ،رخدادهای معضلات تصنعی ای و ساختگی برای جامعه ی زنان و مردان ،زن از پستوهای اجتماعی- فکری بیرون آمد اما بی نبود یا کمترین امکانات اجتماعی؛ رخدادهای "دختر فراری" در طهران و شهرستان ها به عنوان معضلی اجتماعی و حتا فرهنگی ،در سطح "شبه شهرها" و روستا ها هویدا شد،در چنین شرایطی بود که دسترسی به زن و دختر سهل الوصول شد ،بازهم جامعه قداست این فرشتگان را با رعایت موازینی حفظ می نمود، در شعر معاصر (سوای شعر مخدرآمیز سنتی امروز که با صائب و سبک هندی جفت و جور حاکمیتی یافته) شاعران شعر سپید ، و شاملو این چنین سرود: آینه ای در برابر آینه ات می گذارم/ تا از تو ابدیتی بسازم...یعنی زن در جامعه ی شاملویی با دل و همدلی چون آیینه آرایشگران که در برابر هم(قلب ها- همدلی)قرار می گرفتند،عاشقانه هم عاشق هم معشوق به تکثر آوایی تا چهرگانی و فکری و برابر طلبی ها، به بی نهایت پیوند می خورد. شاملو چنین با درایت موقعیت عشق و زن را در چنین جامعه ای برابر و بالانس نمود؛یعنی نه برای معشوقه ،چون عراقی موقعیتی خدایی فرض نمود و شاعر را تا حد سگ نازل ننمود بل متناسب با اوضاع اجتماع زن را از حالت خدایگونگی به برابرخواهی انسانی قرار داد .اما در دهه ی هشتاد چنین نبود.اوضاع برای زنانی که تا چندی پیش در مخدره ها و خفایا، نسبتن از حریم امن سنتی برخوردار بودند،حالا با حضور درجامعه دست به مطالبه گری زده و کانون های قدر
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی