خرید بک لینک

عنوان کتاب

1

نویسنده : 1 1

گروه مترجمان

معرفی کتاب" بازگشت"

در بخشی از این رمان میخوانیم:

«مریم روز به روز بزرگتر و زیباتر میشد، عشق او به پدر و فیلادلفیا مانع از همراهی او با مادرش میشد.

دارسی چستر هیجده ساله، همسر ادوارد هیوارد بیست و دو ساله عشقی عجیب به مریم که اکنون یازده سال را تجربه کرده است. آن دو پس از دو سال زندگی مشترک تا صاحب فرزندی نشده بودند، دوست نداشتند مریم را کودکشان میداشتند و مریم نیز به آن دو سخت وابسته بودند و برای هفتهها در قصر چستر میماندند. اما ادوارد زیاد دل خوشی از ضحیالملوک نداشت و در گفتارهای پنهانیاش با دارسی از او "زنک" یاد میکرد در نظر او ضحیالملوک عقابی بود که در کمیناری بزرگ نشسته اما ضحیالملوک منطقه چستر را نه تنها به خاطر آب و هوای مطبوعش که به خاطر داشت. زمینهای حاصل خیز و به ویژه آن قصر با شکوه میستود، آرزو میکنم کاش روزی در چنین قصری با شکوهی کند.

فشارهای ضحیالملوک باعث شد لوک املاک وسیعی را در دشت الیزابت به نام او خریداری کنید تا همجوار با ناحیة چستر باشد. شاید او نیز خانه ییلاقی بزرگی را در این ناحیه بسازد که از شکوه قصر چستر بکاهد.

او سرانجام آن خانه را ساخت اما همچنان در درونش به قصر چستر میاندیشید:

- آه از این روزگار! کاش روزی صاحب چنین قصری شوم، یعنی امکان دارد؟»

برچسب: نویسنده: باربد حکیمی تاريخ: شنبه 26 فروردين 1402 ساعت: 12:03

صفحه بندی