خرید بک لینک

بختیار علی کتابی در حوزه روانشناسی و مقولات پست مدرنیسم دارد تحت عنوان:" آیا با 1 میتوان انقلابی بود؟"

وی در این نوشتار در پی پاسخگویی به این سوال است:" آیا می توان با کمک لاکان انقلابی بود؟" اگر لاکان اعتقادی به وجود 1 ندارد و معتقد است: انسان در دام نظام نمادین و ساختار رمزی گرفتار است که "دیگری" آن را ساخته است، و در یکی از عبارات مشهور و خود میگوید:"میل،میل دیگری ست"یعنی: انسان حتا مالک آرزو و امیالش نیز نیست!

یاد نمایشنامه های شکسپیر و سخن اریک فروم ،تا دیگر اندیشمندانی می افتم که دنیا را صحنه ی نمایش می دانستند و آدم ها نیز در حد اسباب- 1:

ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز/ از روی حقیقتی نه از روی مجاز

"خیام"

زین میان ،فروید در تلاش است تا نمادهای سرکوب شده را از انباری ناخودآگاه درآورده پس از غبار روبی و گرد زدایی ، پی چیستی و چرایی آنان باشد که ناگاه تابوها و توتم ها با گُرز وشمشیر ، خنجر و باتوم و داروهای فراموشی و گازهای شیمیایی ، به سرکوب از آمادگاه نهان از راه می رسند!

عصر فروپاشی "اَبر روایت"هایی ست که به کارگر و کشاورز پیش از قوام قدرتشان شعار برابری و برادری دادند و اکنون با "سبیل های متحد الشکل استالینیستی" در سندیکای کارگران و کشاورزان چشم کشاورز را کور و به کشتار رویای کارگران مشغول می گردند با لباس های رزم سفارشی از بورژواها؟!

اگر در این بزنگاه تاریخی "مارکسیسم های بورژوا و بورژواهای مارکسیست" با شعارهای فریبنده شان یکدگر را همپوشانی نکنند دیگر نه توضیحی برای سوژه ی حذف شده و نه برای ابژه های به سرقت رفته ،نخواهند داشت ؟!پس چه مجالی به ز این؟!

فصل، فصل مناسبی ست تا مولف بیاید و به هر لطایف الحیلی که شده در دوصد فرهنگ جامعه شناسی یا ایسم های سیاسی میان نظام های چاپآوُل کند : سرمایه داری ،مارکسیستی ،سوسیالیست،بورژوا و خرده بورژوا شرح و تفسیر و پی نوشت بنویسد که

مارکس - ایسم : عبارت است از ...

حالا که کمر بهشتِ وعده های "کلان روایت "ها شکست به بهانه ی مدرنیته و پسا- مدرنیسم ، دوران "بی معنایی" روایت ها را هم می زنیم تنگش و نوعی آوانگاردیسم را با میمون های پُرفورمنس نما ،به نمایش می گذاریم و هر کس هم نفهمید می گوییم درست تشخیص دادید :"عصر ،عصر بی معنایی ها و بی نسبتی ها"ست؟!

حذف سوژه یا مشاهده کننده ،دیگر مشاهده شونده ها دیریست که کتاب های مقدس رقم خورده است .تقلید یعنی بی 1ی و بی اختیاری یعنی حذف سوژه ی انسان و انسانیت با دیکته ای بی شفقت !

شعار آب-نان-آتش-روشنایی- ثروث رایگان گفتمان غالبی ست در حد همان شعار رایگان؟!

پرومتئوس(پرومته) و پرومتئوس ها به جرم بردن(دزدیدن)آتش زئوس برای آدمیان باید مجازات شوند و سنگی بردوش تا قله نرسیده عقاب عقوبت با منقار، گوشت تنش را مجروح می سازد!

حذف سوژه یا "اندیش بین" و مشاهده کننده یعنی حذف انسان و انسانیت! و این صحنه در تیارت دنیا همچنان به "میل دیگری" هماره برقراراست!برقرار است تا سرکوبی نمادهایی که نمود نیابند و این راز سر به مُهر تا حضور همیشگی ی تابوها از فراز تماشاگه راز هستند! موجودات از صدر تا ذیل انوار قدسی دارند و آنان که از این استعداد "آمیره ای" و میتراییکی را از دست می دهند بعداز یک چله نشینی، توسط کشیش کلیسا یا مهرابکده بر پیشانی مقلد خاکستر چهل شبانه روز را بر پیشانی شان می کشند تا "میل ،میل دیگر"باشد و سوژه ی حذف شده از جهان ابژه ها چیزی ندانسته با تصلیبی بر پیشانی می رود از ابتدای تولد رنج آمیزش تا پایان رستگاری اش درجهان سایه ها در غرقاب اوهام تفاخر خرافات فرو رود و سوژه ی منقلب حذف شده ای گردد؟!

یاد ترانه ای از "ویکتور خارا " در کتاب "آکورد آزادی"می افتم در خطاب به ماریا:

ماریا!

بیرون را نگاه کن.

مابه دنیا آمده ایم

تا اسیر سایه ها و رنج ها باشیم!

این "دیالکتیک وحشت" و شیوه ی درست و فلسفی اندیشیدن تا تکامل برنهاد ،برابر نهاد و هم نهاد تداوم دارد یعنی: جنبه های از هر دو وضع متضاد(تز - آنتی تز)، که ارزش ماندن ندارند، حذف می شوند، و جنبه هایی که ارزش ماندن دارند در یک صورت نوین و عالی تر همدیگر را تکمیل و با یکدیگر ترکیب می شوند.انسان در چرخه ی مشاهده کننده(سوژه) و مشاهده شونده(اُبژه)،چون میل،میل دیگری ست و میل گرفته شده برابر است با اجبار و بی ارادگی ، سوژه ای صرفن حذف شده ای بیش نیست ،سوژه ای نه انقلابی ، بل منقلب و منفعل یا بطور کلی "نیست شونده" ای از روی "میل دیگری".

علی کاظمی

فروردین۱۴۰۲

برچسب: نویسنده: باربد حکیمی تاريخ: شنبه 26 فروردين 1402 ساعت: 12:03

صفحه بندی