
1 1 ،فیلسوف،انقلابی بلشویک،روزنامه نگار،نویسنده ی تاریخ روسیه و چند اثر دیگر است.
شاید خواننده پس از خوانش جامعه شناسی ادبیات که بخش چهارم 1 اسب است، کتاب انقلاب و نویسندگان و آثار مهم تروتسکی را نبیند، این پرسش برایش طرح گردد که : پس تروتسکی کجاست؟!
اگر از دید تروتسکی به لنین خیانت شد و انقلابش به ثمر ننشست،اگرچه باید بدانیم این رهبران ابتدا موقت رهبری حزب را به عهده می گیرند و بعدا به دیکتاتور تبدیل می گردند، بحثی ست جدا گانه که نمی توان تروتسکی را نادیده گرفت با شدت و زوال یک انقلابی دوآتشه.
تلاش نمودم دیالکتیک و انقلاب تروتسکی را در بخش چهارم حرکت اسب بیاورم اما نکته ی مهم این بود که تروتسکی نخستین بار مقدمه ای بر "مانیفست کمونیست: کارل مارکس و فردریک انگلس"نوشت که به قول خودش دوستان جنوب افریقایی آنرا از روسی به افریقایی ترجمه کردند و بعدها نیز همین مقدمه به انگلیسی ترجمه شد،تروتسکی در ۸ بخش مانیفست کمونیست را آنالیز کرده و به کالبد شکافی آن پرداخته است:" کهنه شدهترین بخش مانیفست- نه از نظر روش، بلکه از نظر مطلب- انتقاد از ادبیات سوسیالیستی نیمه ی اول قرن نوزدهم(فصل سوم)و تعریف موضع کمونیستها نسبت به احزاب مختلف آپوزیسیون است(فصل چهارم)..."برای محسوس تر بودن و ریشه ای و روشمند حرکت کردن،تلاش نمودم از منبعی که تروتسکی برآن مقدمه زده است در ادبیات سوسیالیستی ،بهره جویم،مزید برآن نیز ،همانطور که پیشتر نوشتم "دیالکتیک و انقلاب " تروتسکی را آوردم تا توانسته باشیم از چند دیدگاه موافق و مخالف ،انقلاب جماهیر شوروی را بررسی کرده باشیم!
پس این انتخاب متن هوشمندانه بود و نکته ی دیگر، تعاریفی چون:مارکسیسم- ماتریالیسم- ماتریالیسم دیالکتیک و چند اصطلاح اساسی از چندین منبع در حرکت اسب آورده شده است تا خواننده پس از دریافت دیدگاه های مختلف به فصل پنجم که فصل ادبیات فرم است وارد گردد. تا برایش عیان گردد که ریشه همه باز می گردد به ۱۹۱۷ و حوادث قبل و بعد از آن و تروتسکیسم و مارکسیسم و مارکسیسم نو و اتهامات انقلابیون به ضد انقلابیون و بازماندگان امپراتوری تزاریسم روسیه ،جدال و تهمت و گیوتین و جدال و جدال و جدال...اما کارگر همچنان کارگر است و بلشویک و منشویک با شکم های فربه دَم از انقلابات کارگری مارکسیستی می زنند!
جالب است ادبیات تمامی انقلابیون پس از آنکه انقلابات را دوشیدند ،همصدا می گویند : انقلاب را دزدیدند؟! نفوذی ها نگذاشتند؟! اگر می شد؟!!! جالب اینکه "روانشاد تروتسکی" هم همین حرف ها را می زد این مرد بزرگ و متفکر انقلابی؟!
یکی نیست بگوید :ریش و قیچی همه دست خودتان بود!
شاید امثال تروتسکی ها منتظر آمدن لنین یا مارکس دیگری هستند تا اینبار عدالت کارگری را جهانی نمایند!
کاپیتالیست ها هم جانوران عجیبی هستند اما جالب اینکه تمام مدعیان حق و حقوق کارگری و کمونیست ها ،از کشورهای خود با پول های دزدیده فرار می کنند تا درآغوش کاپیتالیسم خوشگذرانی کنند!
این اَبر روایت ها هم خودرا به تمسخر گرفته اند هم انسان معاصر را؟!
این جماعت را نقل از کتاب ادبیات و انقلاب(نویسندگان روس) ،تشبیه می کنم که:" به رغم دفترچههای حزبی برای کمونیسم زندگی نمیکنند، بلکه از کمونیسم ارتزاق میکنند" (روله،۱۳۹۱: ۱۰۱).
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی