چهار شعر از کتاب طرح احمدرضا احمدی( تصویر، طرح و ترکیب، گلدان کاغذی، یک خبر).
تصویر(۱)
یک شاخه با تصویر پرنده
یک پرنده با تصویر شاخه
روی دیوار کنار رودخانه با چاقو
چاقوی تیز و رنگ پریده حک شده بود
پرنده ی تصویر
از زخم چاقو مُرده بود
شاخه به خون پرنده آغوشت بود
یک پرنده روی تصویر
روی دیوار با خون
با خون رسا
یک چاقوی تیز و رنگ پریده را هک کرده بود
پرنده ی تصویر پرپر می زد دیوار دزدانه نگریست
صبح از قفس طلایی بیرون آمد
رود انباشته از پر های روشنایی گردید و چاقو به پرواز درآمد.
طرح و ترکیب(۲)
گوشت
پرنده
درخت
ماه
اسب
واژه های مجرد و هرجایی:باکره های جاودانه•
و چرخ گوشت با دست شب می چرخد
از دهانش خون واژهها می ریزد:
خون گوشت ،خون پرنده، خون درخت خون اسب.
عکس اکنون شب در بادگیر مرده است
با چرخ گوشت از کار مانده
در بشقاب زیرِ چرخ واژه ها نفس نفس می زنند
و بر روی واژه ی ماه مگس سبز پوش ای نشسته است.
واژه ها در شب مُردند
و بشقاب جنگ آنهاست
و جنگ از روی واژه ی ماه تهی ست•
گلدان کاغذی(۳)
آسمان آبی پشت پنجره روکش شده بود
شب پشت پنجره با گلدان خیره بود
و روکش پنجره سبزینه بود
شیشه های پنجره شسته و شفاف بود
و تعصب رنگ نداشت
ما به یگانه پنجرهای که باز بود چشم دوختیم
شیشه ها از تصویر من خسته شدند
و نگاهمان را بازگردانیدید
نگاهمان در گلدان روئید
و گل گلدان کاغذی بود•
یک خبر(۴)
•یک خبر•
روی روزنامه دیشب صدای حروف با هم می دویدند!
پرنده،
درختان،
شب،
عشق نمناک زن،
زرد، سرخ، سیاه بنفش: رنگهای پرنده ی تصویرها بود
پرنده خنده می کرد•
کودکان همسایه با مداد پاک کن حروف را می گسستند
پرنده به گریه افتاد و بی جان شد
درختان،شب،پرنده:
درختان
شب
پرنده
از روی روزنامه گریختند
کودکان همسایه بازگشت آنها را داشتند
زن با عشقش تنها ماند
کودکان همسایه
با آب خشک کن نمِ عشق زن را از روی روزنامه خشک کردند
زن روی روزنامه تنها و بی عشق بود•
یک عینک
یک چنگ کاغذی
شیشه های الکل
جعبه های سیگار
فنجان های قهوه
با زن تا صبح گرم رقصیدند
زن در صبح با شیشه های الکل در زمین رسوب کرد
و تا امروز از زمین بیرون نیامده است•

قصیده،صفحه ۲۰، کتاب طرح، احمدرضااحمدی

طرح، صفحه ۲۷

طرح ،صفحه ی ۲۸
شعر ناگهان از کتاب طرح ،صفحات: ۳۴ -۴۲

طرح، صفحه ۳۵

طرح،صفحه۳۶

طرح،صفحه ۳۷

طرح،صفحه ۳۸

طرح،قفحه ۳۹

طرح، صفحه ۴۰

طرح ،صفحه ۴۱

طرح،صفحه ۴۲

طرح ،صفحه ۵۲
طرح ، صفحه ۵۳
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی