"تسلیم"
تسلیم
قرار است مردگان با ما
صبحانه بخورند
مگر از عمر ما چقدر مانده است
که باید تسلیم شویم
تسلیم بیماری
تسلیم چهار فصل
تسلیم کسانی که ادعای شرف و فداکاری
دارند
تسلیم این کتاب های فلسفی که شور زندگی را
آتش می زنند
و از خاکسترش مردمان کاخهای خیالی می سازند
تسلیم آوازخوانی که شصت سال
یک آواز تکراری را صبح ،عصر ،شب
می خواند
تسلیم این زنان ابله و چاق و ثروتمند که ادعا
دارند برای نجات هنر و هنرمند به دنیا آمده اند
در جلوی آسانسور می ایستم
مردگان با ظرفهای مربا و فنجان های
چای و کمی نمک و شکر و تکه ای نان
از آسانسور بیرون می آیند.
. 1، 1 .۱۳۹۳ .مجموعه شعر میوهها طعم تکراری دارند، چاپ دوم،تهران: نشر ثاث.
سکوت
نه طوفانی ست
که ویران کند
نه نسیمی
که نوازش کند
هرچه هست
سکوت است و حرمان و تنهایی.
کلمات
کلمات همچون ما
عمر محدودی دارند
کلمات چون ما
طاقت سرما و گرما ی
فراوان را ندارند
گاهی آن قدر
ناتوان میشوند
که فریاد میزنند
ما را دریابید
باید کلمات را
چون کودکان
دوست داشت.
. احمدی، احمدرضا. ۱۴۰۰ .آبشارهایی که بر خوابم فرو ریختند ،تهران: نشر چشمه.
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی