خرید بک لینک

صبح من

از پهلوی تو آغاز می شود

حالا راه برویم

تا دنیا از ما دور گردد!

زیر این 1 1

هیچکس نمیتواند نام مرا خط بزند

حتا خرچنگ هایی که در ساحل گیر افتاده اند

خدا هم که باشد

باز تیکنوشت من همین بود!

من قصهای در گذشته بودم

پارک بعدی بهشت من و توست

حالا تا خورشید را کوه ها ندزدیدهاند

بر گرد

می خواهم در گودی ابرها

آرام گیرم

دقت کن!

لباس هایمان چه زیبا

به چنارها و شمشاد های این متن می آیند؟!بی چاره این دنیا !

دارد از پارادکس سکته می کند

بگذریم و زیر لب هامان

آهسته فالی را که گرفته بودیم

زمزمه کنیم

تا باقی مانده ی این راه تمام گردد:

رهرو منزل عشقیم و ز سرحد عدم/تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم...

° تیگنوشت: پیشانی نوشت. سرنوشت هر انسان از قبل.

برچسب: نویسنده: باربد حکیمی تاريخ: شنبه 18 آذر 1402 ساعت: 14:42

صفحه بندی