تصعیدSublimation از منظر لَکان، مجله رواندرمانی البرز: مریم ساروخیل
نزد فروید تصعید عبارت است از فرایندی که به واسطه آن لیبیدو، یعنی انرژی جنسی، به سوی فعالیتهای غیرجنسی- خلاقیت هنری یا فعالیت فکری- هدایت میشود. لذا تصعید وسیلهای است که به مازاد انرژی جنسی اجازه میدهد به جای آنکه در راه رفتارهای غیر قابل قبول اجتماعی یا عوارض نفسانی (نوروتیک) صرف شود، در خدمت جامعه قرار گیرد. لکان پس از انتقادی شدید از این نظریه آن را عمیقاً مورد تجدید نظر قرار میدهد. او در وهله اول بر عدم امکان کامل بودن تصعید اصرار میورزد و در وهله دوم تحلیلی متفاوت از جنسیت انحرافی به دست میدهد. اشتباه است تصور کنیم که جنسیتِ انحراف یافته راهی کوتاه تر برای انرژی جنسی بوده نسبت به رفتارهای جنسیِ قابل قبول جامعه واجد پیچیدگی کم تری است نه انحراف جنسی و نه رفتارهای جنسی مورد قبول اجتماع هیچ یک ناشی از نیروهای بیولژیک نیستند بلکه از لیبیدویی سرچشمه میگیرند که عمیقاً تحت تأثیر ساخت رمز و اشارت قرار گرفته است لکان به عمد تصعید و انحراف جنسی را در ردیف یکدیگر می نهد و آنها را دو شكل مختلف از تجاوز از محدودۀ اصل لذت میداند زیرا در نظر او این گونه تخطیها مربوط به اصل واقعیتاند. او از این هم فراتر میرود و بر آن است که تصعید تنها شامل رانشهای جنسی نمی شود، بدین معنی که تصعید برای او تنها فرایندی غیر جنسی نیست. به نظر لکان تصعیدگاه حتى حالتی معکوس پیدا میکند تعویض مطلوب آرزومندی در فرایند تصعيد موجب ناپدید شدن مطلوب جنسی نمیشود بلکه برعکس ،مطلوب جنسی خود میتواند موردی از تصعید واقع شود. وقیح ترین رفتار جنسی میتواند موضوع شعر واقع شود بدون آنکه ذوق شاعر غایت تصعیدی خود را از دست بدهد. لذا لكان نه تنها تصعید را فرارفتن از وجوه بیولژیک رانش جنسی نمیداند بلکه از فرایند تصعید استفاده میکند و نشان میدهد که رانش مقوله ای غریزی نیست بلکه فرایندی است که هم در حیث خیالی و هم در ساحت رمز و اشارت جایی مهم احراز می.کند به علاوه همچنان که فروید نشان داده و لکان نیز با آن موافقت دارد در فرایند تصعید آن چه تغییر مییابد مطلوب آرزومندی نیست بلکه موضع و مقامی است که این مطلوب در ساختمان حيث خیالی فرد احراز می کند. در این مورد باید از جملهٔ معروفی که در مجلس هفتم ،آمده مدد جست :"در تصعید مطلوب آرزومندی به مرتبۀ مطلوب مطلق نائل میشود و والایی مییابد"، امری که موجب میشود مطلوب حالتی ابدی بیابد و محدودیت خود را کاملاً از دست بدهد.لکان فرایند تصعید را در قلمرو استحسانی آن در نظر میگیرد، امری که به او اجازه میدهد همچون فروید از یک سو مقبولیت اجتماعی آن را مورد تایید قرار دهد و از سوی دیگر آن را جلوهای از رانش مرگ بداند که در عین حالی که آدمی را به فسونگری و تخریب سوق میدهد موجب خلاقیت هنری او نیز میشود.مع الوصف، مفهوم تصعید نزد لاکان به صورت مقولهای از علم اخلاق در میآید و جنبهای کاملاً متفاوت با فروید پیدا میکند.
•مریم آقایی ساروخیل: دبیر مجله ی روانپژوهان البرز.
•پیر کِلِرو،ژان.۱۳۹۴. واژگان لکان ،چاپ دوم،کرامت مُوَللی،تهران : نشر نی.
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی