خرید بک لینک

رد نظریه بی پایه و اساس چهارلَنگ و هفت لَنگ بختیاری: رامین یوسفی، زبانشناسی(2)

آنچه تاکنون درباره «رد نظریه بی پایه و اساس چهارلَنگ و هفت لَنگ بختیاری: رامین یوسفی، زبانشناسی(2)» منتشر شده است را در ادامه بررسی می‌کنیم.

در همین کتاب در مورد ییلامیشی و قشلامیشی بختیاری ها آمده است.فکر تسلط بر عراق توسط علمیردان خان بختیاری که عراق را کرسی شاهان عجم می دانست و حق خود و همرزمان بختیاری اش، بنا به دلایل مختلف و رقابت های درون سازمانیِ ایل بختیاری ،محقق نشد،از جمله گروه بندی های سازمان ایلی می باشد.«از جملة طوایفی که از خراسان مراجعت کرده بودند جماعت الوار بختیاری است که بعد از مراجعت در بهار و تابستان از حوالی بروجرد تا محال اصفهان در پاییز و زمستان در کهگیلویه و شوشتر ییلامیشی و قشلامیشی می کرده به تقطیع ... و از اوایل دولت صفوی تا این زمان حکومت آن قبیله به اولاد شیخ زاهد مفوض بوده»(همان کتاب،ص476). یکی از مناصب ومقامات ،در تشکیلات اداری صفوی،" توشمال باشی" است،که بعدها در تقسیمات ایل بختیاری سازمان بندی می شوند.کریم خان زند نیز لقب توشمال داشته و نسبت وی با سرلک های بختیاری(فرمانده صد تا دویست هزار سرباز:متغیر)،خاصه طوایف هفت لَنگ در پژوهشی دیگر تقدیم می گردد.«توشمال باشی یعنی ناظر مطبخ سلطنتی است، وی به منزلة خوانسالار پادشاه ایران است، و نظارت کل مطبخ های شاه و امور مربوط به آن با اوست... هنگامیکه شاه با در باریان غذا می خورد، همین مأمور گوشتی را که برای غذای شاه تهیه شده آزمایش می کند»(شاردن،1335). بسیاری از مورخین بعد از ده ها و سده ها،برخی تعاریف از زبان افراد محلی،را به عنوان تاریخ ثبت نمودند،که خالی از بی طرفی و غرض ها نبوده،به قول گارثویت اقوام و ایلات بختیاری هیچ گاه این فرصت را نیافتندتا تاریخ خودشان را نگارش کنند،و همیشه افرادی از خارج اوضاع این مردم را می دیدند و ثبت می نمودند. شاید برای همین است که برخی کوچ بختیاری ها به اَلنگ های خراسان و حوالی کوه های قفقاز را، نادانسته تبعید،می دانند،در صورتیکه این کوچ ها دلیل نظامی داشته که گاه تا چند ده سال طول می کشید.و اما موضوع نظام مالیاتی در بختیاری؟ نظام مالیاتی از زمان ایلامیان تا اکنون مشخص بوده و مالیات هر دوره به تفکیک،ثبت رسمی شده است. ایل بختیاری نیز مالیات و عوارض و باج و خراجش،چون دیگر ایلات،به روشنی پرداخت و ثبت شده؛موضوعاتی از قبیل هفت پسر و چهار پسر یا هرچهار گوسفند یک لِنگ مادیان برای پرداخت مالیات (هفت لَنگ و چهار لَنگ)محاسبه و در نتیجه سبب نامگذاری این دو شاخة اصلی ایل بختیاری شده است،فاقد اعتبار قوم شناسی و زبانشناسی می باشد.زندگی نظام های عشایری وابسته به آب و مرتع است و این دو باضافة ساختار نظامی- سیاسیِ،در پیوند با ایدئولوژی،از ویژگی های تقسیم بندیِ ساختاری در ایل بختیاری است.یعنی ایل بختیاری به دلیل ساختار نظامی اش و وجود اَلنگ ها به دو بخش اصلیِ هفت لَنگ و چهار لَنگ، گروه بندی شده است. آنان که اَلنگ بیشتر داشتند،به لحاظ گله ها و رمه ها نیز می بایست مالیات بیشتری بپردازند،چرا که نیروی نظامیِ عشایری بیشتری داشتند.در دورة ایلامیان و هخامنشیان نیز اشخاص روحانی مسئول جمع آوریِ نذرها و قربانی ها بودند،خراج و مالیات عامل ثبات و تداوم حکومت ها بوده، برای همین نکته است که پرداخت خراج و مالیات به قدرت هخامنشیان کمک نمود.«قدرت هخامنشیان به پرداخت خراج و مالیات ، رعایت قانون پارسی، و شناخت پایگاه والای شاه بزرگ بستگی دارد هنگامی که او[داریوش]ایالات را معین کرد و فرمانداران را منصوب نمود،خراج هایی مقرر فرمود که هر قوم می بایست به او پرداخت کند... tagē دریافتی از منابع یونانی برای حمایت از شاه و ارتش او(به عنوان بخشی از phoros [خراج]؟) در سطح استان، ساتراپ[یا استاندار یا شهربان]یا فرماندار مسلماً مسئول وصول و گردآوری خراج های مربوط به زمین بود»(ویسهوفر،1386).مالیات در دوران سلوکی نیز مشخص است.«در قلمرو سلوکی 25تا28 ساتراپی(ایالت)وجود داشت...در هر ساتراپی امورمالی را مأمور ویژة امور مالی که " اکونوم" نامیده می شد... »(میرسعیدی،1387).شیوة اخذ مالیات در دوران سلوکی به همراه اصطلاحات مالیاتی آن مشخص است.در دوران اشکانی ساختار مالیات به چهار بخش تقسیم می شدند: 1.مالیات ارضی 2. مالیات سرانه 3. مالیات کشاورزی و دامداری4. مالیات بازارگانی...در دوره ساسانی نیز نظام مالیاتی دقیق بود.«شحصی که او را واستریوشان سالار می خواندند" رئیس مالیات ارضی" بود.لفظ واستریوشان سالار یا واستریوش بَد به معنی رئیس فلاحان است...علاوه بر خراج املاک ، وصول باج شخصی هم به عهده او بوده...»(کریستین سن،1387).پس فروپاشی دولت ساسانیان،مالیات در دوره های اولیة حکومت های اسلامی کم و بیش به شکل نظام مالیاتی در دولت ساسانی است و رفته رفته تغییر می یابد.«احوال مالیات و خراج در اوایل عهد اسلام تا حدی دنبالة احوال و اوضاع اواخر عهدساسانی بوده است...»(زرین کوب،1387).درحکومت غزنوی،مالیات و اصطلاحات مالیاتی در تاریخ بیهقی، ثبت شده اند که بیانگر وضوح نظام مالیاتی است.«گفت بنده را بواحمدِ خلیل گویند،پدر بومطیع که هنبازِ خداوند است.گفت: بر پسرت مستوفیان چند مال حاصل فرود آورده اند؟گفت:شانزده هزار دینار...و خازنان و دبیران خزینه و مستوفیان ،نثارها به خزانه بردند از راه بازار»(بیهقی،1389).نظام مالیاتی در دوران سلجوقیان نیز مشخص است.«عایدات دولت در سده های نخستین اسلامی بیشتر از محل خرج تأمین می شد.در زمان سلجوقیان اول زوائدی بودکه بر مالیات های موجود،مقصران، مالیات های پس افتاده، و مسکوکات لب پریده وشکسته و غیره، بسته می شد.دوم مالیات های اضافی بودند که بر گرده رعایا تحمیل می شدند»(لمبتن،1372).چند اصطلاح مالیاتی از دوران سلجوقیان و دوران میانی را می خوانیم.آل: مهر سلطنتی(ایلخانان).عَلفه:مالیات ماموران و سپاهیانی که در مملکت می گشتند و سفر می کردند. علفخوار:چراگاه ، مرتع،واگذاری حق مرتع،مالیات مرتع.جفت: یک زوج گاو،یک جفت زمین شخم زده.در طبقات ناصری با اصطلاح " دو سر اسب" آشنا می شویم.«علیمردان خلجی به غایت جلد و دلیر و بی باک بود... روزی در شکارگه با سلطان تاج الدین یلدوز[بود]با یکی از امرای خلج که او را سالار ظفر گفتندی،گفت که: چه گویی، که اگر به یک تیر این تاج الدین یلدوز را هلاک کنم در این شکارگاه، و تو را پادشاه گردانم.ظفر خلج مردی عاقل بود،او را آن منع کرد.چون از آنجا بازگشت،او را " دو سر اسپ" داد، و روانِ کرد»(سراج،1391).نظام دیوانی و مالیاتی خوارزمشاهیان که مغول با آنان جنگ و رقابت های تجاری داشتند در سایر کتب این دوره با دقت ثبت شده است.«اتابک[سعد]متعهد شدکه چهار دانگ از محصول غلات فارس و دو قلعه اصطخر و اسکنان به خوارزمشاه تعلق گیرد...»(خلعتبری و شرفی،1390).نظام های مالیاتی و نحوة پرداخت مالیات اتابکان لر بزرگ(بختیاری،شولستانی،کهگیلویه و بویر احمدی)و اتابکان لر کوچک نیز در دفاتر و دیوان های حکومتی، با دقت ضبط شده است. «در قسمت های غربی و جنوب غربی قلمرو دولت آل مظفر ،حُکام لر بزرگ و کوچک حکومت می کردند. مرکز حکومت لر بزرگ ایذج و مقر حکام لر کوچک خرم آباد بود.وچون این ملوک از شاه شجاع اطاعت داشتند، بنابراین حوزه اقتدار او از این طرف نیز تا حدود متصرفات آل جلایر می رسد(یکی از دلایل اطاعت اتابکان لر بزرگ از شاه شجاع وجود سکه ای ست به نام این پادشاه که در ایذج بسال 762ه.ق. در زما ن حکومت اتابک پشنگ بن یوسف شاه بن اتابک احمد(757-792) ضرب شده است....حکام لر بزرگ(ناحیه بختیاری)و لر کوچک(کردستان و لرستان)و ملوک هرموز و حکام لار از او اطاعت داشتند(بنا به نوشتة حافظ ابرو، در این زمان چراگاه و مراتع حشم ملک عزالدین اتابک لر کوچک،حوالی بغداد و الوند کوه و ولایت بروجرد و و نهاوند و خرم آباد و از طرفی شوشتر و حدی تا همدان بود)»(ستوده،1385).با تسلط مغول بر ایران،و دیگر کشورها،دیوان محاسبات و مالیاتی ای را به نام "یامن" راه انداختند.روحانیان و وعاظ تمام مذاهب از مالیات معاف بودند.«راه های چاپاری وسیلة اصلی مملکتداری خان محسوب می شد، داروغة مغول که در هر شهری حاکم بود بایستی رمة اسبان را نگاه دارد و مالیات اطرافیان را وصول کند»(لمب،1387).دریافت مالیات تمغا،قلان،پای گاوانه...مغول ها سوای غلات و دریافت خراج و مالیات زمین و آب و احشام و باغ،به مأموران مالیاتی خود دستور دادند که علاوه بر درختان مثمر،بایستی حساب درختان بی بار چون بید را داشته باشند.دریافت مالیات،معافیت ها و شکنجه های مالیاتی در تاریخ وصاف و تاریخ همدانیآمده است.مالیات مغول:«تمغا:نوعی مالیات از تجار و صنعتگران دریافت می شد که به آن " تمغا"می گفتند...قلان که در دورة مغولان از اراضی مزروعی و ازهمة یکجا نشینان گرفته می شد...مالیات قُپچور که در دورة مغولان از کوچ نشینان دریافت می شد،دوباره برقرار شد و صحبت از " پای گاوانه" نیز از دریافت نوع دیگر مالیات دام حکایت داشت...افزون برآن، کلمة شرقی" چک" از طریق تفاهم نامه های طرابوزان- تبریزی و مناسبات تجاری این دوره به زبان های اروپایی واردشد »(آکا،1390).نظام مالیاتی ناکارآمد،اقطاب و تیول و مالکانه های خان ها و حاکمان محلی و شحنگان و ماموران که روزانه فربه می شدند و رعایایی که دایم درحال ضعیف شدن و نابودی، همچنین جنگ های داخلی و بیرونی مغولان تا سایر ایلخانان،ایران را به ورطة نابودی کشاند،هرچند حکومت ایلخانان عاقبت از هم فروپاشید اما انواع مالیات برکشاورز،باغدار،گله دار و در نهایت همة مردم، موجب ضعف شدید شد.«مالیات گله از هر صد سر چارپای یک سر را به نام قپجور می گرفتند.وهم در این سال قاپچورچهارپای را معین گردانیدند.به قرار آنکه از هر صد سر،یک سر بدهند»(شریک امین،1357).دردوره تیموریان با اصطلاحات مالیاتی فراوانی روبروییم،اصطلاحاتی چون:جفت،پای گاوانه.«...این نوع مالیات[مواشی]پس از پایان حکومت ایلخانان،برای مدتی قبچور رسمی یا قبچور اغنام نامیده می شدکه ریشه در اصلاحات غازان خان داشت و تا دوره تیموری ادامه داشت.در قانون حسن پادشاه با شکل مواشی روبرو هستیم.درسال1500م.در شرق ایران مالیاتی وجود داشت که " پای گاوانه " نامیده می شد و کاملاً با مالیات مواشی تطبیق می کرد»(کمبریج،1379).ایلخانان مغول هرچه بیشتر حکومت می کردند،نسبت به انواع باج و خراج و مالیات ها سختگیر تر می شدند.«بهره و مالیات ممکن بود تماماً به دیوان پرداخت شود،مثل مورد ارضی دیوانی که در آنها بهره ومالیات مطابقت داشت»(بویل،1380).حمداله مستوفی در "نزهت القلوب" مالیات تمام مناطق و استان ها را جداگانه نوشته است ازجمله مالیات لر بزرگ و کوچک.«تومان لر بزرگ ولایتی معتبر است و دروچند شهرها شولستان فارس و کرداران قهپایه المستان از حساب آنجاست حساب دیوانی که به اتابک می رودمی گوید بیش از صدتومان می باشد اما آنچه اتابک به دیوان مغول می دهد نه تومان و یک هزار دینار است...تومان لر کوچک ولایتی معتبر است،حقوق دیوانی آنجا که اتابک میرفته گویند صد تومان بوده است»(مستوفی،1362).ابن بطوطه به نقل از مستوفی مالیات لر،در اواخر دولت ایلخانان را در چنین می نویسد:«در گزارش مستوفی آمده است که مالیات لر بزرگ و کوچک در اواخر دولت ایلخانیان(740-735) هرکدام یک میلیون دینار بود که نود و یک هزار دینار آن به دیوان مرکزی فرستاده می شدو بقیه را در دیوان های محلی خرج می کردند»(ابن بطوطه،1378).یکی از متون ارزشمند که به نظام اداری – مالیاتی در دوره صفوی پرداخته شده است،کتاب تذکرت الملوک است که بعدها مینورسکی تعلیقاتی به آن می افزاید.در دولت صفوی تمامی پرداخت ها و دریافت های مالیاتی در دفاتر ثبت می شد،شغل " اوارجه نویسان" شغلی بود که محاسبات مستأجران...وسایر مباشرین،مالیات دیوانی در اسناد را ثبت می نمودند.« حاکم لرستان فیلی: مداخل: دو هزار سیصد تومان، ملازمان دویست نفر،بختیاری،مداخل:سه هزار و سیصد و هفتاد تومان [و] سه هزار و سیصد و بیست دینار،ملازمان: در سفر عراق،سیصد و شصت [و] یکنفر...بیکلربیکی کوه گیلوی و توابین،مدخل: دوازده هزار تومان،ملازمان: دوهزارنفر...»(تذکرت الملوک،1378).عوایدی های مالیاتیِ فرنگی ها هرچند در لفافه اما تا حدودی مشخص است، زیرا شاه ترجیح می داد این مالیات ها علنی نشوند.مالیات بازارهای احشام،برطبق سخن اولئاریوس در صفحه 669،مالیات متعلق به چنین داد و ستدهائی بدین قرار بود:برای یک اسب یا قاطر ،هشت گروشن(که به پول انگلیس می شود15پنس)یک الاغ چهارویک گاو یک ارشتالر و یک گوسفندیک غازبیکی برابر با 9فنیگ که به پول انگلیس می شود 3پنس).تعداد چندین صدهزار گوسفند داد و ستد می شد»(مینورسکی،1378). عوارض اولاغ در زمان صفویه از اصطلاحات مالیاتی بود.«اولاغ/الاغ:عوارضی که برای پیک ها و چهارپایان آنها در نظر می گرفتند»(میرمحمدصادق،1400).سرزر،دروب و اصطلاحات مالیاتی دیگری است که در این متن آمده و ربطی به مالیات در بختیاری ندارد.راجر سیوری در کتاب" ایران عصر صفوی"،در بخش نظام اجتماعی و اقتصادی حکومت صفوی، نکتة جالب توجه ای نداشت،و در این بخش تقریباً 12صفحه ای، نکات تکراری ازتذکرت الملوک را آورده و به صورتی شتاب آلود به بخش های بعدی رفته،برای همین در مقاله از این کتاب استفاده نشده است.دوران نادرشاه، یکی از سخت ترین دوره های مالیات در ایران است.مأموران مالیات نادر چنانکه در متون آمده است، وقتی برای گرفتن مالیات به ایالتی می رفتند،مردان از ترس مالیات های سنیگن به کوه فرار می کردند و یا روی درختان پنهان می شدند.نکته مهم اینکه،درحالیکه اروپاییان در حال گام برداشتن به سمت مدرنیته وتفکر و بنیادهای مدرن بودند،ایران مورد تاخت و تاز اقوام مختلف قرار گرفته بود و نادر برای سرکوب این تازش ها منبع مالیِ دیگری جز مالیات نداشت و از سویی تلاش می نمودتا شکوه گذشته را از طریق قدرت نظامی به وجودآورد.پیوندهای سیاسی برای فرزندان اش نیز از جمله نکاتی بود تا قدرت سیاسی- نظامی اش را گسترش دهد.در گزارش خواستگاری سیاسیِ برای نصرالله میرزا پسر نادرشاه از دختر برادرِ محمدشاه گورکانی چنین آمده است«که فی مابین دو دولت خداد و این دو پادشاه قوی بنیاد مواصلت و ازدواج به وقوع انجامیده ،فرزند صاحبقران دوران،نصرالله میرزا را در سلک غلام زادگان خود درآورده...و سرافراز گردانند...تحف و هدایای بسیار از اقمشه و اسباب ممالک ایران و فرنگ برداشته،وارد دولتخانة بندگان دارا دربان گردیدند...رای صواب نمای همایون چنان اقتضا نمود که به اطراف بلاد هندوستان،حکام و سلاطین تعیین فرماید.اولاً ابوالمنصورخان...به حکومت ولایت اگره سرافراز و برقرار گردانید.و شهباز خان اوزبک که از سلسله گورکانی بود،به حکومت دیار دکن نامزد کرده، با موازی دو لک عساکر هندوستانی مقرر فرموده که بدان دیار رفته»(مروی،1364).در دوران زندیه نیز نظام مالیاتی مشخص است.از زردآلو و کشمش گرفته تا زمین و احشام...«کریم خان جمشیدشأن،وکیل الدوله،عمال بلاد محروسة قلمرو ایران را احضار فرمود،و امر فرمود دفترهای " شاه طهماسب ثانی" که نادرشاه در عهد ملازمت خودبه آن والاجاه موافق ممیزی و مهندسی مرتب در کمال راستی و درستی بود و اصحّ از جمیع دفاتر است آوردندودر حضورش برممالک ایران موافق همین نرخ های اجناس مذکور جمع بستند... دارالغرور لرستان: بیست هزارتومان و دیگر آنکه حکام و والیان ایران هریک موافق رتبه و شأن خود...اگر شما ما را لر ساده دل بی وقوفی پنداشته اید،اشتباه عظیمی کرده اید»(مروی،1364).معافیت های مالیاتی در دورة زندیه نیز در دفاتر نوشته شده اند. اسناد دور زندیه نشان می دهد که طوایف هفت لنگ در آن زمان از یک سازمان واحدومنظمی برخوردار بودنددر " فرمان" و " رقم" های متعددی که به خوانین هفت لنگ صادر شده، نشان می دهد که آنها در آن موقع از تیول و منصب و معافیت مالیاتی در قرن هیجدهم استفاده می کردند»(گارثویت،1375).مالیات دوران قاجار نیز در اسناد مالیاتی ثبت شده است.«مالیات بر دام و چارپایان از این قرار بود:از هر گوسفند وبز 75/0ریال و از هر خر و گاو یک تومان در سال، به نرخ مزبور که مأخوذ از نوشتة وزیر مختار انگلیس است...مالیاتی که بر دام و چارپایان در سال تعلق می گیرد،این است:شترپنج ریال،گوسفند ده شاهی،الاغ 25شاهی،گاو 25شاهی،مادیان 2 ریال،گاومیش2 ریال،علاوه بر نهالة زنبور عسل10شاهی مقرر است»(راوندی،1359).نظام مالیاتی واداری در پایان حکومت قاجار در کتاب دوجلدی" از خراسان تا بختیاری به وضوح آمده است،نیز در روزنامه های هریک از شاهان قاجار.مالیات بختیاری در اواخر دولت قاجار چنین بود:«شاه به غیر از مالیات نقدی که ایلخانی مسوول وصول و ارسال آن به خزانه است،از هر ده خانوادة ایل دوسرباز پیاده،یک سرباز سوار در اختیار می گیرد.اما این روال همیشگی نیست و غالباً شاه به در اختیار داشتن دو گروه صد یا دویست نفریاز سربازان بختیاری رضایت می دهد...تدارک وسائل این سربازان به عهده ایلخانی است ولی حقوق آنها از خزانه شاه پرداخت می شود و ایلخانی نیز این مبلغ را از بدهی مالیات حوزة خود کسر می کند»(آلمانی،1378). در کتاب مالک و زارع نیز مالیاتی تحت عنوان لِنگ یافت نشد.«درخوزستان کشاوران از چراگاه های پیرامون دهات استفاده می کنند...در رام هرمز که مراتع به مالکان تعلق داردحق المرتعی از قرار هر صدگوسفند 3رأس وصول می شود...می گویند رسم وصول حق المرتع یادگار ایامی ست که این ناحیه درملکیت خوانین بختیاری بوده است»(لمتن،1362). نه بختیاری ها و نه هیچ یک از ایلات و ممالک ایران در تمامی دوران (از هخامنشیان تا قاجار و مشروطیت) که بررسی نموده ایم،مالیات خود را بر اساس پای مادیان(لِنگ) پرداخت ننموده اند.مطرح نمودن این مطلب به عنوان"نظام مالیاتی" برای ایل بختیاری، از سوی برخی افراد، با توجه به طبقه بندی تمامی دوره ها،فاقد اعتبار تاریخی و علمی می باشد.برای همین بی اعتباری تاریخی،نگارنده برآن شد تا نظام های مالیاتی را با تأکید بر مالیات لرها و بختیاری ها بررسی نماید تا خواننده بیابد، ایل بختیاری، عشایری نظامی بوده اند که در حکومت های مختلف در اَرنگ ها و اَلنگ ها ،به عنوان نیروهایی ارتشی در دو بلوک چهار اَلنگی و هفت اَلنگی تقسیم بندی مالیاتی شده بودند و مالیات براساس"لِنگ مادیان" روایتی بی پایه و غیر علمی می باشد.

نتیجه

واژة اوستاییِ اَرنگ که تاکنون ریشه یابی تاریخی و معنا نشده بود،توسط نگارنده انجام گرفت.با فروپاشی دولت و حکومت ساسانیان و روی کار آمدن حاکمان عرب و ترک،واژة اَرنگ که کارکردهای نظامی- سیاسی و دینی داشته، به اَلنگ تغییر می یابد.معابد مهر،آناهیتا و تیشتر،جای خود را با مساجد تغییر می دهند.کتب پهلوی و اوستا،نیز واژگان کوه رنگ(کوه اَرنگ)،کوه رنگون(نقش برجسته فهلیان استان فارس)،اَرنگه کرج،اَلنگ شاهرود و اَلنگ رامیان... و متون مربوط به ایلخانان مغول و حکومت های ترکی،کلیدهایی بودندتا بتوانم ابتدا واژه اَرنگ را ریشه یابی تاریخی نموده و معنای آن را برای نخستین بار بیابم، سپس با روش تطبیقی و توصیفی، تغییر واژه به اَلنگ را پیگیری نموده و یافتم اَرنگ ها رودخانه و علفزارانی بودند که گروه های نظامی را درخود جای داده و اردوهای نظامی – عشایری از اَلنگی به اَلنگ دیگر کوچ می نمودند و به نبرد با دشمن می پرداختند.آنگاه نسبت اَرنگ ونقش آن در تقسیم ساختار ایل بختیاری به دو بلوک هفت اَلنگ و چهار اَلنگ را بیابم و با نظریه علمی خود روایت محلیِ فرسوده و بی اساس "مالیات بر اساس لِنگ مادیان" را به چالش بکشانم و به استناد متون تاریخی و با روش اتیمولوژیک آنرا رد نمایم.این مقاله با روشن نمودن انواع روش ها و نظام های مالیاتی در دولت های قبل و بعد از اسلام،بی پایه بودن اسطورة محلیِ "هفت و چهار پسر از دو زن"و"لِنگ مادیان" به عنوان مبنای مالیات بختیاری،که براثر تکرار ،نزد عوام جا افتاده بود را بی پایه نموده و تصحیح کرده است.اَرنگ با عدد بیشتر، نشانگر گروه های اجتماعی وسیاسیِ افزون تری بوده و در نتیجه طوایف "هفت اَلنگ"می بایست مالیات بیشتری به دولت ها پرداخت نمایند. پژوهنده با نظریة اَرنگ به عنوان واحدهای نظامی،عشیره ای ،هم آن واژه را ریشه یابی و معنا کرده و هم مانع از تکرار یک اشتباه غیر علمی و تاریخی در ساختار تقسیمات ایل بختیاری شده است.واژگان :کارون،اروند،اهواز،اَروستان،رود،سُوز،شوش،اندیکا،هویزه،سَهدی ،پَر دریا،پادرشاه(پدرشاه و نه در معنای نگاهبان،پاس،بزرگ...)،لنجان ...را نیز در این پژوهش ریشه یابی نموده ام. پیشنهاد می گردد،واژه پژوهان با روش تطبیقی اقدام به ریشه یابی تاریخی نمایند ونویسندگان حوزه های قوم نگاری تلاش کنندتا با دقت بیشتر و با اتکا بر منابع تاریخی به موضوعات مهم چون نقش اَرنگ ها در تقسیمات ایل بختیاری بپردازند،واژه ارنگ با واژه اِران (ایران) ارتباط ریشه ای دارد و سرگذشت ایل بختیاری مقیاس کوچکی است از تشکیل کشوری با نام ایران.

منابع

1.آذر بیگدلی،لطفعلی بیگ،1388،آتشکدة آذر،نیمه دوم،میرهاشم محدث،چاپ دوم،تهران،موسسة انتشارات امیرکبیر

2. آکا،اسماعیل،1390،تیموریان،اکبر صبوری،تهران،نشر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

3.آلمانی،هنری، رنه.د،1378،از خراسان تابختیاری،جلد دوم، غلامرضا سمیعی،تهران،نشر طاووس

4.آموزگار، ژاله،1392،یادگارزریران،تهران،انتشارات معین

5.ابن بطوطه،1378،سرگذشتنامه،محمد علی موحد،چاپ دوم،تهران،انتشارات طرح نو

6.ابن بلخی،1384،فارسنامه،لسترنج،گای و نیکلسون،رنلد الین،تهران، انتشارات اساطیر

7.ابن خردادبه،عبیدالله،1371،مسالک و ممالک،سعید خاکرند،تهران،موسسه مطالعات و انتشارات میراث ملل

8. ابوالقاسمی،محسن،1394،زبان فارسی و سرگذشت آن و گفتارهای دیگر،تهران، انتشارات طهوری

9.احمدی،نعمت و جفرودی، نیلوفر،1400،جهانگشای خاقان،تهران،نشر تاریخ ایران

10. اُرانسکی،یوسف میخائیلویچ،1379،مقدمة فقه اللغة ایرانی،چاپ دوم،تهران،انتشارات پیام

11.استرآبادی،میرزا مهدی خان،1370،جهانگشای نادری،عبدالعی ادیب برومند،تهران،نشر چاپ کتاب

12. اشمیت، رودیگر،1383،راهنمای زبان های ایرانی،جلد دوم،حسن رضایی باغ بیدی و همکاران،تهران،انتشارات ققنوس

13. افشارسیستانی،ایرج،1373،خوزستان و تمدن دیرینه آن،جلد اول،تهران،سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

14.اوری،پیتر و همکاران،1391،تاریخ ایران،جلد هفتم،تیمورقادری،چاپ سوم،تهران، انتشارات مهتاب

15.باسورث،کلیفورد ادموند،1385،تاریخ غزنویان،حسن انوشه،چاپ پنجم،تهران،موسسه انتشارات امیرکبیر

16.بارتُلُمه،کریستین،1384،تاریخچه واج های ایرانی،واهه دومانیان،تهران،پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

17.بویل،جی.ا،1389،تاریخ ایران کمبریج،جلدپنجم،تیمور قادری،تهران،ناشرمهتاب

18.بهار،محمدتقی،1373،سبک شناسی،جلد یکم،چاپ ششم،تهران،موسسه انتشارات امیرکبیر

19. بهار، مهرداد، 1376، از اسطوره تا تاریخ،تهران، نشر چشمه

20. ---،---،1387،پژوهشی در اساطیر ایران،چاپ،هفتم، تهران،موسسة انتشارات آگاه

21.---،---،1390،بُندهش،چاپ چهارم،تهران، انتشارات توس

22. بیانی، شیرین،1390،تاریخ ایران باستان(2)، تهران، انتشارات سمت

23.بیوار،آدریان و شاکد،شائول،کتیبه های شیمبار،سجاد کاظمی،فصل نامة جُندی شاپور،سال ششم،شماره بیست و دوم،تابستان 1399، 136- 182

24. بیهقی،ابوالفضل،1389،تاریخ بیهقی،جلد یکم،خلیل خطیب رهبر،چاپ چهاردهم،تهران، نشر مهتاب

25.---،---،1389،---،جلد دوم،---،---،---،---

26.پورداود،ابراهیم،1377،یشت ها ، جلد یکم،تهران، انتشارات ققنوس

27. ---، ---، 1377،---، جلد دوم،---،---

28.---،---،1391،ویسپَرَد،چاپ دوم،تهران،انتشارات اساطیر

29. ---،---،1387،یسنا،---،---،---

30 .پیرنیا،حسن،1384،تاریخ ایران قبل از اسلام،تهران،نشر نامک

31. تذکرت الملوک،1378،محمد دبیرسیاقی، چاپ سوم،تهران،موسسه انتشارات امیر کبیر

32.ترکمان،اسکندربیگ،1402،تاریخ عالم آرای عباسی، جلد دوم،فرید مرادی،چاپ دوم،تهران،موسسه اتتشارات نگاه

33.تقوی،قاضی احمد و قزوینی،آصف خان،1378،تاریخ الفی، علی آل داود،تهران، انتشارات فکر روز و انتشارات کلبه

34.جوینی،عطاملک،1390،تاریخ جهانگشای جوینی،جلد دوم(خوارزمشاهیان)،ایرج مهرکی و حبیب الله عباسی،چاپ دوم، تهران،انتشارات زوار

35. حافظ ابرو،1372،زبدت التواریخ، جلد یکم،کمال حاج سید جوادی،تهران،نشر نی

36.---،1372،---، جلد دوم،---،---،---

37.خلعتبری،اللهیار،شرفی،محبوبه،1390،تاریخ خوارزمشاهیان،چاپ هشتم،تهران انتشارات سمت

38.خلف تبریزی،محمدحسین، 1376،برهان قاطع،جلدیکم،محمد معین،چاپ ششم،تهران،موسسه انتشارات امیرکبیر

39.---،---،1376،---، جلد چهارم،---،---،---،---

40.---،---1376،---،جلد پنجم،---،---،---،---

41. خواندمیر،غیاث الدین،1353،حبیب السیر،جلد دوم،محمددبیرسیاقی،تهران،انتشارات خیام

42.---،---،1353،---،جلد چهارم،---،---،---

43.دوستخواه،جلیل،1382،اوستا،جلد یکم،چاپ هفتم،تهران،انتشارات مروارید

44.---، ---،1382،---، جلد دوم،---،---،---

45.رامپوری،غیاث الدین محمد،1375،غیاث اللغات،چاپ دوم،منصور ثروت،تهران،انتشارات امیرکبیر

46.راوندی،مرتضی،1359،تاریخ اجتماعی ایران،جلد چهارم، قسمت دوم، تهران،موسسه انتشارات امیرکبیر

47.رایشلت،هانس،1386،رهیافتی به گاهان زرتشت و متن های نو اوستایی ،جلیل دوستخواه،چاپ دوم،تهران،انتشارات ققنوس

48.زرین کوب، عبدالحسین،1387، تاریخ ایران بعد از اسلام، چاپ دوازدهم،تهران، موسسه انتشارات امیرکبیر

49. رضا زادة ملک،رحیم،1377،انقلاب مشروطة ایران،تهران،انتشارات مازیار و انتشارات معین

50. رضی،هاشم،1379،حکمت خسروانی،تهران،انتشارات بهجت

51. ---،---،1381،دانشنامة ایران باستان،جلدیکم،تهران،انتشارات سخن

52.روملو،حسن بیگ،1375،احسن التواریخ،عبدالحسین نوایی،تهران،انتشارات بابک

53.---،---،1389،احسن التواریخ،جلد یکم،---،---،انتشارات اساطیر

54.زنجانی،محمود،1390،فرهنگ جامع شاهنامه،چاپ سوم، تهران، انتشارات عطایی

55.سامی،علی،1393،تمدن ساسانی،جلد یکم،چاپ سوم،تهران،انتشارات سمت

56.سایکس،پرسی مولزورث،1391، تاریخ ایران،جلد دوم،فخر داعی گیلانی،تهران،موسسة انتشارات نگاه

57ستوده،حسینقلی،1385،تاریخ آل مظفر،جلد اول،چاپ دوم،تهران، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران

58.---،---،1389،---،جلد دوم،---،---،---

59.سراج،قاضی منهاج،1391،طبقات ناصری، کابل، بنیاد فرهنگی جهانداران غوری

60.سلامی،عبدالنبی،1381،فرهنگ گویش دَوانی،تهران،نشر آثار

61. شاردن، ژان،1335، سیاحت نامة شاردن، جلد هشتم،محمدعباسی،تهران،نشر موسسه مطبوعاتی امیرکبیر

62. شارپ،نورمن،1382،فرمان های شاهنشاهان هخامنشی،تهران،موسسه فرهنگی و انتشاراتی پازینه

63.شریک امین،شمیس،1357،فرهنگ اصطلاحات دوران مغول،تهران،نشر فرهنگستان ادب و هنر ایران

64. شعبانی،رضا،1375،تاریخ اجتماعی ایران در عصر افشاریه،جلد یکم،چاپ دوم، تهران، نشر قومس

65. ---،---،1375،---،جلد دوم،---،---،---

66. فره وشی، بهرام،1368،ایرانویج،تهران، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران

67.قرشی،امان الله،1373،ایران نامک،تهران،ناشرمولف

68.کالمار،ژان،1385،مطالعات صفوی،داود طبایی،تهران،انتشارات فرهنگستان هنر

69.کریستین سن، آرتور امانوئل،1387، ایران در زمان ساسانیان،رشیدیاسمی،چاپ دوم، تهران،موسسه انتشارات امیر کبیر

70.کمبریج(تحقیق دانشگاهی)،1379،تیموریان،یعقوب آژند،تهران،انتشارات جامی

71. کنت،رولاند گراب،1391،فارسی باستان،سعیدعریان،تهران،انتشارات علمی

72. کورت،فرانتس و هولتسوارت،ولفگانگ،1401،نیروی نظامی عشایر در ایران،حسن افشار،تهران،انتشارات ققنوس

73. کویاجی،جهانگیر کووِرجی،1388، بنیادهای اسطوره و حماسه ی ایران، جلیل دوستخواه،چاپ سوم، تهران،موسسة انتشارات آگاه

74.گارثویت،جن.راف،1375،بختیاری در آئینه تاریخ،مهراب امیری، تهران،انتشارات آنزان

75. گالت،چارلز الکساندر و دیگران، 1387، ایل بختیاری،کاوه بیات، تهران، نشر پردیس دانش و شرکت نشر و پژوهش شیرازه کتاب

76. گویری،سوزان،1382،یَسن های اوستا و زَند آن ها،تهران،انتشارات ققنوس

77 . لسترینج، گای، 1377،جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی،محمودعرفان،چاپ سوم،تهران،انتشارات علمی و فرهنگی

78.لمب،هارلد،1387،چنگیز خان،رشید یاسمی،چاپ پنجم،تهران،موسسه انتشارات امیرکبیر

79. لمبتن،آن،1372،تداوم و تحول در تاریخ میانه ایران، یعقوب آژند،تهران، نشر نی

80.لمتن،ا.ک.س،1362،مالک و زارع در ایران،منوچهر امیری،چاپ دوم،تهران،مرکز انتشارات علمی و فرهنگی

81.محمدهاشم،1348،رستم التواریخ،محمد مشیری، تهران،چاپ تابان

82.مروی،محمدکاظم،1364،عالم آرای نادری،جلدیکم،محمدامین ریاحی،تهران،انتشارات زوار

83.---،---،1364،جلد دوم،---،---،---

84.---،---،1364،جلد سوم،---،---،---

85. مشکور،محمدجواد،1389،کارنامه اردشیربابکان،چاپ دوم،تهران،ناشر دنیای کتاب

86. مستوفی، حمداله،1362،نزهت القلوب،لسترنج،گای،تهران،ناشر دنیای کتاب

87. مستوفی،حمدالله،1387،تاریخ گزیده،چاپ پنجم، تهران،موسسه انتشاراتی امیرکبیر

88.معین،محمد،1371،فرهنگ فارسی،جلدیکم،چاپ هشتم،تهران،موسسه انتشارات امیرکبیر

89. منشی،اسکندر بیگ،1377،تاریخ عالم آرای عباسی،جلد سوم،محمد اسماعیل رضوانی، تهران، ناشر دنیای کتاب

90. میرخواند، 1380، روضت الصفا،جلد یازدهم،رضاقلی خان هدایت، تهران، انتشارات اساطیر

91.میر سعیدی،نادر،1387،سلوکیان و اشکانیان، تهران، انتشارات ققنوس

92.---،---،1380،---،جلد دوازدهم،---،---،---

93. میرمحمدصادق، سید سعید،1400،تاریخ صفویه به روایت سنگ نبشته ها، تهران،انتشارات محمودافشار با همکاری انتشارات سخن

94.---،1380،---،جلد دوازدهم،---،---،---

95.مینورسکی، ولادیمیر و همکاران، 1362، دو سفر نامه دربارة لرستان همراه با رسالة لرستان و لرها،اسکندر امان اللهی و لیلی بختیار،تهران، انتشارات بابک

96. ---،---،1378، سازمان اداری حکومت صفوی،مسعود رجب نیا،چاپ سوم،تهران،موسسه انتشارات امیرکبیر

97. ناصرالدین شاه قاجار،1402،روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه،جلددوم، مجید عبدامین،تهران، انتشارات دکترمحمود افشار

98. ناتل خانلری، پرویز،1382، تاریخ زبان فارسی، جلد یکم،چاپ هفتم،تهران،انتشارات فرهنگ نشر نو

99.وحید قزوینی، میرزا محمد طاهر، 1383، تاریخ جهان آرای عباسی، تهران،پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

100.ویسهوفر،یوزف، 1386،ایران باستان،مرتضی ثاقب فر،چاپ نهم،تهران،انتشارات ققنوس

101.هرتسفلد، ارنست،1381،ایران در شرق باستان،همایون صنعتی زاده،تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

102.هدایت،صادق،1383،زند و هومن یسن،تهران،موسسه انتشارات نگاه

103.همدانی،رشیدالدین فضل الله،1373،جامع التواریخ،جلد یکم،محمد روشن،مصطفی موسوی،تهران،نشر البرز

104. ---، ---،1373---، جلد دوم،---،---،---،---

105. ---، ---،1373، ---،جلد پنجم،---،---،---،---

106. هینتس، والتر، 1389، شهریاری ایلام، چاپ دوم، پرویز رجبی، تهران، نشر ماهی

107.یغمائی،حسن،1370،تاریخ دولت صفاریان،تهران،انتشارات دنیای کتاب

برچسب: نویسنده: باربد حکیمی تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 1:20

صفحه بندی