با پول یا مفت احزاب چپی و ...هفته ای دو کتاب هم چاپیدن و ضربه ای از قبل طراحی شده بر پیکره ی شعر و فرهنگ یک جامعه است.شما کافی ست به برخی از اسامی در کتاب «ایران بین دو انقلاب »یروان ابراهامیان ،مراجعه نمایید و ماهیت و هویت این اسامی شهیر با نام های بلند و شعرهاونوشته های پست پی برد؟؛کاش آبراهامیان عنوان کتابش را و یا بخشی از کتاب را می گذاشت«شاعران بین دو انقلاب»!
باری این رندها این بار با کوتاه سرایی و بلند سرایی و متوسط سرایی امده اند که شعر را به سخره بگیرند و ام نگاه جدی مردم از شعر را بگیرند!
چگونه است که «ترانه»یکی از پیکره های شعری ست و یکه تازی می کند ،بحرانی ندارد؟!بعد تو ،بی مایه نظریات یک جامعه مدرن و پسا مدرن را با جامعه ی خودت بلغور می کنی؟!مگر اکسیژن از این فضا نمی گیری؟!
کلید رانش و ریزش این متشاعر ان و انبوه شاعران خود خوانده هم فلسفیدن است.
من در دانشگاه شهید بهشتی این وقت را داشتم که راجع به «شعر میتراییک و فلسفه»سخنرانی نمایم وبخشی از فضای تیره را اسیب شناسی نمایم که علاقمندان میتوانند به آن مقاله و سخنرانی مراجعه نماید.
پس اکنون می طلبد با فلسفیدن از طریق شعر میتراییک اثبات کرد که شعر بحران ندارد؟!البته اگر گرد این نظریه جمع نگردید و دست از سخره بازیتان بردارید؟!پس یادتان باشد:«شعرمیتراییک و فلسفیدن»تا وقت آن درآید!
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۶ساعت 23:27  توسط رامین یوسفی |