خرید بک لینک

تیگ نوشت ایل من این بود:

که در یرقه ی اسبان و

زخمآواز های کبکان فراموش گردد.

لای سطور غبار گرفته ی شاهنامهای که هر سال

زیر بهون ها

 پنهان و پنهان تر می شد

چرا مورخی تا ختن هاشان را کتابت نکرد؟!

چرا؟!...چرا؟!...چرا؟!...

و هزار و یک چرای دیگر

آنگاه که مشروطه

خیس از یال اسب هایشان بود و

بر ساعد دست هایشان

تاریخ فتح و ظفر را

برقجرها

 به شادمانی خالکوبی کرده بودند

آه خدایا

کجاست آن ساعد خالکوب؟!

کجاست؟!

بریال کدامین مادیان سخت بگریم

بریال کدامین مادیان؟!

شاید این گناه ایلی باشد

که بزرگانش از نجابت تاریخشان را

کتابت نکرده بودند

پس کجاست آن ساعد خالکوب؟!

تیگ نوشت ایل من این بود:

که در شیهه اسبان و

زخمآواز های کبکان فراموش گردد

لای سطور غبار گرفته ی تاریخی که هرسال

زیر بهونها 

پنهان و پنهان تر می شد

پس کجاست آن ساعد خالکوب؟!

بریال کدامین مادیان گونه بسایم و 

سُرو بخوانم

بر یال کدامین مادیان؟!

رامین یوسفی

۱۳۸۳

برچسب: نویسنده: باربد حکیمی تاريخ: يکشنبه 4 ارديبهشت 1401 ساعت: 7:51

صفحه بندی